استراتژیهای مطلوب

پاورپوینت “ استراتژیهای مطلوب ( desired strategies)

فایل پاورپوینت “ استراتژیهای مطلوب ( desired strategies) ”

جهت دانلود بر روی لینک های زیر کلیک کنید :

لینک دانلود کلیک کنید

مدیریت منابع انسانی

پاورپوینت “ مدیریت منابع انسانی با اصول مدیریت اسلامی ”

اموضوع : پاورپوینت مديريت,

فایل پاورپوینت “ مدیریت منابع انسانی با اصول مدیریت اسلامی ”

جهت دانلود بر روی لینک های زیر کلیک کنید :

لینک دانلود کلیک کنید

مدیریت کیفیت

توانمند سازی نیروی انسانی اهرم ارزش افزا در کیفیت محصولات

موضوع : پاورپوینت مديريت,

جهت دانلود پاورپوینت توانمند سازی نیروی انسانی اهرم ارزش افزا در کیفیت محصولات بر روی لینک های زیر کلیک کنید :

لینک دانلود کلیک کنید

سالها ومشخصات آن

موش:

متولدین سالهای: , 1279، 1291، 1303، 1315، 1327، 1339، 1351، 1363، 1375، 1387، و ....

علایق

رنگ: اُکر , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,  , , , , , , , حیوان: غاز , ,

گُل:آفتاب گردان , , , , , , , , , , , , , , , , , درخت: بلوط

رایحه: چوب , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,  , گیاه: رزماری

طعم: تند و بامزه , , , , , , , , , , , ,  , , , ادویه: گشنیز

جواهر تولد: زمرد سبز , , , , , , , , , فلز: برنز

شعار موش: ,"من فرمانروایی می کنم"

گرچه در نگاه مردم موش به هیچ وجه قابل ستایش نیست، و حتی در بسیاری از ضرب المثل های چینی مایه رسوایی قلمداد شده است، اما در راس علائم طالع بینی چینی قرار گرفته است. این علامت، حیوانی با روحیه، هوش، زیرکی، ظرافت، انعطاف پذیری، و سرزندگی بسیار می باشد.

افراد تحت این علامت معمولاً افرادی تیزهوش هستند که طالب جمع آوری ثروت و رسیدن به موفقیت هستند. افراد زیادی هستند که می توانند به زندگی آنها شانس بیاورند. از اینرو، با وجود خجالت ذاتی، بسیار با دیگران می جوسند و با آنها خوب کنار می آیند.

بهترین جفت: , اژدها، میمون

بدترین جفت: , بُز، اسب، خرگوش، خروس

---------------------------------------------------------------------------


گاو:

متولدین سالهای: , 1280، 1292، 1304، 1316، 1328، 1340، 1352، 1364، 1376، 1388، و .....

علایق:

رنگ: آبی تیره , , , , , , , , , , , , , , , , حیوان: خرس

گُل: داودی , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , درخت: گلابی

رایحه: شالیمار , , , , , , , , , , , , , , , گیاه: مریم گلی

طعم: شیرین , , , , , , , , , , , , , , , , , , ادویه: گشنیز

جواهر تولد: لاجورد , , , , , , , , , , , فلز: مس

عدد شانس: 1 , , , , , , , , , , , , , , , , , آلت موسیقی: شیپور

شعار گاو: , "من پشتکار دارم"

گاو جثه بسیار بزرگی دارد. مردم معمولاً از گاو برای نشان دادن یک چیز بزرگ استفاده می کنند. گاو حیوانی کوشا، ساده، صادق، رک و روراست است.

افرادی که تحت این علامت به دنیا آمده اند، افرادی صادق، صبور، زحمت کش، سرسخت، و با قدرت ارتباطی پایین هستند. رئیسانشان معمولاً هیچوقت پی به توانایی های آنها نمی برند. در سنین پیری، به خوشبختی خواهند رسید. زنان این علامت معمولاً همسرانی خوب می شوند که به تحصیل فرزندان خود بسیار اهمیت می دهند.

بهترین جفت:  موش، مار، خروس

بدترین جفت:  اژدها، اسب، بُز، سگ، خرگوش

---------------------------------------------------------------------------


ببر:

متولدین سالهای: , 1281، 1293، 1305، 1317، 1329، 1341، 1353، 1365، 1377، 1389، و .....

علایق:

رنگ: قرمز روشن , , , , , , , , , , , , , , , حیوان: ببر

گُل: میخک صدپَر , , , , , , , , , , , , , , , , درخت: چنار

رایحه: یاسمین , , , , , , , , , , , , , , , , , گیاه: آویشن

طعم: شیرین , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ادویه: دارچین

جواهر تولد: یاقوت , , , , , , , , , , , , فلز: طلا

عدد شانس: 7 , , , , , , , , , , , , , , , , , آلت موسیقی: ترومپِت

شعار ببر: , "من پیروز می شوم"

گفته می شود که ببرها حیواناتیشجاع، بیرحم، قوی، و وحشت آور هستند و سمبل قدرت و تکبر می باشند. در زمانهای قدیم، مردم معمولاً پادشاهان و فرمانروایان را با این حیوان مقایسه می کردند.

افرادی که تحت این علامت به دنیا آمده اند، افرادی شکیبا، ثابت قدم، دلیر، و قابل احترام هستند. در میانسالی، زندگی متغیر و نامتعادلی خواهند داشت، اما بعد آینده و سرنوشتی بسیار روشن در انتظار آنها خواهد بود. آنها افرادی باهوش، باوفا، و باتقوا هستند.

بهترین جفت:  اسب، سگ

بدترین جفت: مار، میمون

---------------------------------------------------------------------------


خرگوش یا گربه:

متولدین سالهای: , 1282، 1294، 1306، 1318، 1330، 1342، 1354، 1366، 1378، 1390، و ......

علایق:

رنگ: خاکستری , , , , , , , , , , , , , , , , , , حیوان: ماهی

گُل: رُز , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , درخت: صنوبر

رایحه: شالیمار , , , , , , , , , , , , , , , ,  , گیاه: ترخون

طعم: تند , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ادویه: فلفل

جواهر تولد: یاقوت کبود , , , , , , , فلز: برنز

عدد شانس: 4 , , , , , , , , , , , , , , , , , , آلت موسیقی: پیانو

شعار خرگوش: , "من عقب نشینی می کنم"

برای زمانهای طولانی خرگوش برای چینی ها سمبل امید بوده است. خرگوش حیوانی ظریف و دوست داشتنی است. در چین به نوزادان تازه به دنیا آمده تصاویری از خرگوش هدیه می دهند تا او زندگی سراسر آرامش و خوشبختی داشته باشد.

افراد تحت این علامت، افرادی نجیب، ملایم، حساس، باحیا، و مهربان هستند. این افراد از حافظه ی خوبی هم برخوردارند. آنها عاشق گفتگو و ارتباط با دیگران با شوخ طبعی هستند. آنها می دانند که چطور باید زندگیشان را رمانتیک کنند. معمولاً پولشان را در جایی سرمایه گذاری می کنند که باعث شکست کارشان می شود.

بهترین جفت:سگ، بُز، خوک

بدترین جفت: موش، گاو، اژدها، خروس، اسب

---------------------------------------------------------------------------


اژدها:

متولدین سالهای: , 1383، 1295، 1307، 1319، 1331، 1343، 1355، 1367، 1379، 1391، و .......

علایق:

رنگ: طلایی , , , , , , , , , , , , , , , , , , حیوان: میمون

گُل: رُز , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,  , , , , درخت: سرخ چوب

رایحه: سبزی , , , , , , , , , , , , , , , , , گیاه: شوید

طعم: پرادویه , , , , , , , , , , , ,  , , , , , ادویه: هِل

جواهر تولد: یاقوت , , , , , , , , , , , فلز: نقره

عدد شانس: 2 , , , , , , , , , , , , , , , , آلت موسیقی: قره نی

شعار اژدها: "من سلطنت می کنم"

اژدها شهرت بسیار بالایی در فرهنگ چینی دارد. این حیوان سمبل قدرت، اقتدار، مقام، احترام، شانس، موفقیت، و ظرفیت می باشد. در گذشته پادشاهان چینی خود را اژدها می نامیدند و تاجشان "تاج اژدها" نامیده می شد.

افراد تحت این علامت، افرادی سرزنده، پرانرژی، و خوش شانس هستند. آنها معمولاً به کمال می رسند و قادرند فرمانروایان حکومت شوند. زمانیکه با مشکلی برخورد می کنند، به هیچ وجه ناامید نمی شوند. کمی خودبین و کم صبر هستند.

بهترین جفت: موش، میمون

بدترین جفت: سگ، گاو، اژدها، خرگوش

---------------------------------------------------------------------------


مار:

متولدین سالهای: , 1284، 1296، 1308، 1320، 1332، 1344، 1356، 1368، 1380، 1392، و.......

علایق:

رنگ: آبی یخی , , , , , , , ,  , , , , , , , , ,  , , , حیوان: قمری

گُل: کاملیا , , , , , , , , , , , , , , ,  , , , , , , , ,  , , , درخت: نخل

رایحه: مُشک , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , گیاه: رازیانه

طعم: تلخ و شیرین , , , , , , , ,  , , , , ,  , , , ادویه: کاری

جواهر تولد: عین الشمس , , , ,  , , , , فلز: پلاتین

عدد شانس: 3 , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,  , , , , آلت موسیقی: ویولن

شعار مار: "من احساس می کنم"

در طالع بینی چینی، مار پس از اژدها آورده شده است، اما اهمیت آن به عنوان سمبل پرستش بسیار بالاتر از اژدها است. مار به معنای بدخواهی، شرارت، رمز و راز و همچنین تیزهوشی، غیب گویی، و توانایی تشخیص گیاهان مختلف است.

افرادی که در سال مار به دنیا آمده اند، معمولاً افرادی خوش اخلاق هستند که قدرت ارتباطی بسیار بالایی دارند. آنها سیرتی مهربان و بخشنده دارند اما گاهاً حسود و بدگمان می شوند. باید مراقب گفتگوهای خود با دیگران باشند چون ممکن است باعث از دست دادن دوستی هایشان شود.

بهترین جفت:  گاو، خروس

بدترین جفت: ببر، میمون، خوک

---------------------------------------------------------------------------


اسب:

متولدین سالهای: , 1285، 1297، 1309، 1321، 1333، 1345، 1357، 1369، 1381، 1393، و .......

علایق:

رنگ: آبنوس , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,  , حیوان: گربه وحشی

گُل: نرگس , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,  ,  , درخت: غان

رایحه: گل های وحشی , , , , , , , , , گیاه: جعفری

طعم: ترش و شیرین , , , , , , , , , , , , , ادویه: میخک

جواهر تولد: یاقوت زرد , , , ,  , , , , , , فلز: نقره

عدد شانس: 8 , , , , , , , , , , , , , , , , ,  , , , آلت موسیقی: صدای انسان

شعار اسب: "من اداره می کنم"

خصوصیات اسب، شخصیت ملی مردم چین است، که برای پیشرقت خود مصرانه و باپشتکار تلاش می کنند. او حیوانی پرانرژی، روشن، دلسوز، مهربان، باهوش، و توانا است.

افرادی که در سال اسب متولد شده اند، مهارت های ارتباطی را به طور ذاتی می دانند و همیشه دوست دارند در جمع مورد توجه قرار گیرند. آنها افرادی فعال، دانا، مهربان با دیگران هستند و دوست دارند در کارهای مخاطره آمیز شرکت کنند. آنها قادر به تحمل محدودیت بیش از حد نیستند. زمانیکه شکست می خورند، بدبین می شوند.

بهترین جفت:ببر، بُز، سگ

بدترین جفت: موش، گاو، خرگوش، اسب

---------------------------------------------------------------------------

بُز:

متولدین سالهای: , 1286، 1298، 1310، 1322، 1334، 1346، 1358، 1370، 1382، 1394، و ........

علایق:

رنگ: سبز روشن , , , , , , , , , , , , , , , , حیوان: بلبل

گُل: نرگس , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,  , , , درخت: توسه

رایحه: شکوفه سیب , , , , , , , , , , , , گیاه: نعناع

طعم: ملایم , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,  , ادویه: زعفران

جواهر تولد: یاقوت کبود , , , , , , ,  , فلز: آلومینیوم

عدد شانس: 12 , , , , , , , , , , , , , , , , , , آلت موسیقی: چنگ

شعار بُز: "من متکی می شوم"

این علامت که گوسفند نیز خوانده می شود، حیوانی است که مردم بسیار دوست می دارند. او حیوانی آرام و نجیب است که فایده های بسیار زیادی به انسان می رساند.

افرادی که در سال بُِز به دنیا آمده اند، افرادی حساس، مودب، دانا، و دلسوز و بامحبت هستند. علاقه بسیار زیادی به هنر و زیبایی دارند. درمذهب معتقد و خواستار آرامش در زندگی می باشند. در کار و تجارت بسیار بااحتیاط قدم برمی دارند و افرادی صرفه جو و اقتصاددان هستند. آنها باید از تردید و ناامیدی و بدبینی دوری کنند.

بهترین جفت: خرگوش، اسب، خوک

بدترین جفت: موش، گاو، سگ

---------------------------------------------------------------------------


میمون:

متولدین سالهای: , 1287، 1299، 1311، 1323، 1335، 1347، 1359، 1371، 1383، 1395، و........

علایق:

رنگ: زرد , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,  , , , , حیوان: ببر

گُل: قاصدک , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,  , , , درخت: چنار

رایحه: یاسمین , , , , , , , , , , , , , , , ,  , , , گیاه: آویشن

طعم: شیرین , , , , , , , , , , , , , , , , , ,  , , , , ادویه: دارچین

جواهر تولد: چشم گربه ای , , , , , , فلز: طلا

عدد شانس: 10 , , , , , , , , , , , , , , , , ,  , , آلت موسیقی: گیتار

شعار میمون: "من تفریح می کنم"

میمون حیوانی بسیار باهوش است. مردم معمولاً این حیوان را با آدم های زیرک و باهوش مقایسه می کنند. این حیوانی بسیار فرخنده و مبارک است که سمبل شانس نیز می باشد.

اکثر افراد متولد سال میمون افرادی سرزنده، قابل انعطاف، و پرذوق و استعداد می باشند. آنها عاشق تحرک و ورزش هستند. آنها برای کمک کردن به دیگران، کار خود را کنار میگذارند. آنها استعداد زیادی در نمایش دادن خود دارند. در کار، خلاقیت بسیار فوق العاده ای از خود بروز می دهند. اگر دهن بینی و کم طاقتی خود را کنار بگذارند، به موفقیت های چشمگیری نائل خواهند شد.

بهترین جفت:موش، اژدها

بدترین جفت:ببر، مار، خوک

---------------------------------------------------------------------------

خروس:

متولدین سالهای: , 1288، 1300، 1312، 1324، 1336، 1348، 1360، 1372، 1384، 1396، و .......

علایق:

رنگ: بنفش , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , حیوان: آهو

گُل: داودی , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , درخت: بلوط

رایحه: مر , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,  , , گیاه: مرزه

طعم: شیرین , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ادویه: فلفل سفید

جواهر تولد: یاقوت زرد , , , , , , , , فلز: روی

عدد شانس: 6 , , , , , , , , , , , , , , , , , , آلت موسیقی: قره نی

شعار خروس:  "من بهتر می دانم"

خروس سمبل وفاداری و وقت شناسی است. برای گذشتگان که ساعت شماطه ای نداشتند، بانگ خروس اهمیت ویژه ای داشته است و مردم را بیدار می کرده است.

افرادی که در سال خروس به دنیا آمده اند، افرادی صادق، روشن، ارتباطی، جاه طلب، و بامحبتند. ممکن است خیلی زود به چیزی علاقه مند شوند، اما سریع آن را فراموش می کنند. انها از عزت نفس بسیار بالایی برخوردارند و خیلی کم به دیگران متکی می شوند. ازآنجا که اکثر خروس ها ذاتاً مردمانی خوش تیپ و زیبا هستند، خواهان فراوان دارند. اگر بتوانند از غرور خود کم کنند، بیشتر پیشرفت خواهند کرد.

بهترین جفت: گاو، اژدها، مار

بدترین جفت: خروس، سگ، خرگوش

---------------------------------------------------------------------------


سگ:

متولدین سالهای: , 1289، 1301، 1313، 1325، 1337، 1349، 1361، 1373، 1385، 1397، و ..........

علایق:

رنگ: فیروزه ای , , , , , , , , , , , , , , , حیوان: سگ یا گوسفند

گُل: همیشه بهار , , , , , , , , , , , , , درخت: گیلاس

رایحه: حنا , , , , , , , , , , , , , , ,  , , , , , گیاه: مرزنگوش

طعم: گوشتی , , , , , , , , , , , , , , , , ادویه: میخک

جواهر تولد: یاقوت , , , , , , , , , , , , فلز: سرب

عدد شانس: 9 , , , , , , , , , , , , , , , , , آلت موسیقی: گیتار

شعار سگ:  "من نگران هستم"

سگ دوست انسان است که می تواند او را درک کند و از او اطاعت کند، چه صاحبش ثروتمند باشد و چه فقیر. چینی ها سگ را حیوانی فرخنده و مبارک می دانند. اگر سگی وارد خانه ای شود، صاحبخانه با آغوش باز او را خواهد پذیرفت.

افرادی که در سال سگ متولد شده اند، شخصیتی راست و درست دارند. آنها در کار و شق وفادار، باجرات، زبردست، باهوش و دلسوز هستند. این افراد اگر بتوانند بی ثباتی خود را رفع و رجو کنند، شانس به سراغشان خواهد آمد.

بهترین جفت:  ببر، خرگوش، اسب

بدترین جفت: اژدها، بُز، خروس

---------------------------------------------------------------------------


خوک:

متولدین سالهای: , 1290، 1302، 1314، 1326، 1338، 1350، 1362، 1374، 1386، 1398 و .........

علایق:

رنگ: ارغوانی , , , , , , , , , , , , ,  , , , , , حیوان: گربه

گُل: سوسن سفید , , , , , , , , , , , , درخت: اقاقیا

رایحه: عنبر , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,  , گیاه: پونه

طعم: شیرین و ترش , , , , , , , , , , , , ادویه: میخک

جواهر تولد: حجرالاقمر , , , , , , , , , فلز: نقره خالص

عدد شانس: 5 , , , , , , , , , , , , , , , , , , , آلت موسیقی: چنگ

شعار خوک:  "من حفظ می کنم"

خوک در درک افکار انسانی به اندازه سگ دانا نیست. عاشق خوردن و خوابیدن و چاق شدن است. از اینرو معمولاً نشانگر تنبلی و بدهیکلی است. از جانب مثبت، بسیار خوش رفتار است و آزاری به دیگران نمی رساند و می تواند برای مردم ثروت و فراوانی بیاورد. آنها از دیرباز سمبل فراوانی و ثروت بوده اند.

افرادی که در سال خوک متولد شده اند، افرادی صادق و رک گو هستند. آنها ظاهری آرام و قلبی نیرومند دارند، اما کم طاقتند و استقلال ندارند. از آنجا که از حرف زدن غیرمستقیم و در لفافه خوششان نمی آید، غیر اجتماعی به نظر می رسند. اما افرادی خوشبین و مقاوم هستند، و تازمانیکه کاملاً به آنها نزدیک نشده اید، پی به وفاداری و خوش قلبی آنها نخواهید برد.

بهترین جفت:بُز، خرگوش

بدترین جفت: مار، خوک، میمون

نامگذاری سال  ها

مقاله زیر در " ماهنامه علمی و فنی دانشمند، سال 29، شماره 8، سال 1370 - توسط استاد محمدرضا صیاد" نگاشته شده است. که در اینجا بدون هیچ دخل و تصرفی منتشر شده است.

نامیدن هر سال به نام یک حیوان، بیشتر در اثر عوامل اعتقادی یا فرهنگی در تقویم بعضی از ملل مرسوم شده است. این نوع عوامل از ریشه هایی سرچشمه می گیرد که با تقویم این گونه ملل در ارتباط است.

تقویم ترکی – مغولی، از حدود قرن هفتم هجری قمری یعنی پس از استیلای مغول بر ایران، به تقویم ایرانیان راه یافت. این تقویم از نوع شمسی – قمری است، بدین معنی که سال آن و ماه های آن قمری است. اسامی 12 ماه قمری این تقویم در ترکی به ترتیب به معنی : ماه اول، ماه دوم و... نامیده می شود. این تقویم دارای دوره 12 ساله حیوانی است که اسامی معادل فارسی سالهای آن، به ترتیب عبارتند از : موش ، گاو، پلنگ، خرگوش، نهنگ، مار، اسب، گوسفند، میمون، مرغ ، سگ و خوک.
در ایران، استفاده از این تقویم در دوره صفویه(907 تا 1135 هجری قمری) متداول شد. از آن زمان تا اواسط قرن سیزدهم هجری قمری که جایگزین تقویم جلالی شد، بیشتر در امور دولتی و شرح وقایع تاریخی، در کنار تقویم های هجری قمری، جلالی و غیره استفاده می شد. در سال 1329 هجری قمری( مطابق 1289 هحری خورشیدی برجی) ، تقویم شمسی برجی به جای این تقویم رایج شد. سرانجام در سال 1304هجری شمسی که تقویم هجری شمسی به عنوان تقویم رسمی پذیرفته شد، به طور صریح استفاده از سالهای دوره 12 ساله حیوانی منسوخ شد. با وجود این، هنوز هم در بعضی از انواع تقویم های ایرانی، از نام سال هجری شمسی در دوره 12 ساله حیوانی استفاده می شود که از این پس در مقاله حاضر، به اختصار" نام سال هجری شمسی" نامیده می شود.

جدول تعیین نام سال هجری شمسی
این جدول توسط نگارنده مقاله حاضر طرح شده است و سه قسمت دارد. قسمت های فوقانی، راست و میانی، به ترتیب دو رقم سمت چپ، دو رقم سمت راست و نام سال هجری شمسی را مشخص می کنند. با استفاده از این جدول می توان نام سال، 2100 سال هجری شمسی(0-2099 ) را تعیین نمود. برای آشنایی با روش استفاده این جدول به ذکر مثال زیر می پرد ازیم.

مثال – نام سال 1370 هجری شمسی را تعیین می کنیم.
از قسمت های فوقانی و راست جدول به ترتیب اعداد 13 و 70 را مشخص می کنیم. از خانه های مربوط به اعداد یاد شده ، دو خط به ترتیب یکی به سمت پایین و دیگری به سمت چپ در نظر می گیریم. در قسمت میانی جدول، در خانه مربوط به تلاقی این دو خط، کلمه " گوسفند" نوشته شده است . بنابراین، نام سال 1370 هجری شمسی " گوسفند" است.

دو رقم سمت چپ سال

00

01

02

03

04

05

06

07

08

09

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

مار

مرغ

گاو

00  12  24  36  48  60  72  84  96

 

 

 

دو
 رقم سمت راست سال

اسب

سگ

پلنگ

01  13  25  37  49  61  73  85  97

گوسفند

خوک

خرگوش

02  14  26  38  50  62  74  86  98

میمون

موش

نهنگ

03  15  27  39  51  63  75  87  99

مرغ

گاو

مار

04  16  28  40  52  64  76  88   -

سگ

پلنگ

اسب

05  17  29  41  53  65  77  89   -

خوک

خرگوش

گوسفند

06  18  30  42  54  66  78  90   -

موش

نهنگ

میمون

07  19  31  43  55  67  79  91   -

گاو

مار

مرغ

08  20  32  44  56  68  80  92   -

پلنگ

اسب

سگ

09  21  33  45  57  69  81  93   -

خرگوش

گوسفند

خوک

10  22  34  46  58  70  82  94   -

نهنگ

میمون

موش

11  23  35  47  59  71  83  95   -

 

مدیریت کیفیت فراگیر

مدیریت جامع کیفیت  

* فلسفه مدیریتی

ارتقای کیفیت از انتخاب فلسفه مدیریتی شروع می شود. در سفر بی پایان ارتقای کیفیت نقطه شروع برای تلاشهای ارتقای کیفیت در یک سازمان  انتخاب آگاهانه یک فلسفه مدیریتی است.  ابتدا باید مدیران ارشد سازمان از میان فلسفه های مدیریتی رايج  فلسفه ای را برای جهت دادن به
تلاشهای سازمان خود انتخاب نمایند .
 فقط انتخاب آگاهانه  درست و توام با باور میتواند انرژی لازم را برای جهت گیری جدید سازمان آزاد نمايد.بايد توجه کرد که انتخاب درست اگر چه بسیار حائز اهمیت است ،ولی اگر قرار است فلسفه مدیریتی انتخاب شده موجب تحول اساسی در سازمان گردد اجرای صحیح آن کمتر از اجرای آن نمی باشد. بدین معنی که مدیران ارشد ممکن است بر اساس تجربیات دیگران به اثر بخشی یک فلسفه مدیریتی ایمان بیاورند،ولی کسی نمی تواند برای اجرای آن فلسفه در سازمانهای مختلف نسخه واحد بپیچد  باید در هر سازمان با توجه به شرایط موجود،مناسبترین روش اجرایی را پیدا کرد ممکن است برای اجرای یک فلسفه واحد در سازمان های مختلف روشهای متفاوتی انتخاب گردد!

*کدام فلسفه مدیریتی ارجح است؟

برای انتخاب فلسفه مدیریتی مناسب باید معیارهایی ارائه داد تا در پرتوی آنها بتوان انتخاب آگاهانه تری داشت.در زیر تعدادی از این معیارها ارائه می شود  بديهي است که معیارهای ارائه شده در زیر فهرست کاملی نبوده و می توان معیارهای دیگری را نیز اضافه نمود.
√ معیار اول برای انتخاب یک فلسفه مدیریتی ارجح این است که فلسفه انتخابی بتواند مشتری محوری ،کیفیت و ارتقای مستمر را در فلسفه وجودی یک سازمان و فلسفه شكل گیری آن ادغام کند  به عبارت دیگر فلسفه انتخاب شده  بايد بتواند از نقطه چرا هستم  جهت گیری سازمان را مشخص کند.
√ دومین معیار انتخاب عبارتست از این که فلسفه مدیریتی انتخاب شده و عناصر اصلی تشكيل دهنده آن ساده  شفاف و برای همه قابل درک باشد  بدين معنی که درک آن متاثر از موقعیت سازماني  دانش مدیریتی و فنی یا حتی سواد افراد نباشد;هر کس هر کجا قرار گرفته است آن را بخوبی درک کند و بتواند بر اساس درک درست آن نقش خود را در جهت گیری سازمان ایفا نماید.
√  معیار سوم برای انتخاب یک فلسفه مدیریتی مناسب عبارتست از این که فلسفه انتخاب شده بتواند همه اجزا و عناصر یک سازمان را به عنوان یک سيستم  با هم هماهنگ و هم جهت نماید و به تعامل آنها جهت گیری دهد.
بدیهی است تنها نگاه سيستميك و فرایندی می تواند همه اعضا  عناصر و منابع سازمان را حول ارزشهایی چون مشتری محوری و ارتقای مستمر هماهنگ و هم جهت نمايد  هر فلسفه ای که کلیت یک سازمان را خدشه دار کند و افراد و واحدهای سازمانی را به جزء نگری مبتلا کند  سازمان را از حیاط ساقط خواهد کرد.
√    معیار چهارم عبارتست از این که  فلسفه مدیریتی انتخاب شده باید بتواند فضاهای خالی بین نمودار سازمانی را که به حریم های مقدس و نفوذناپذیر تبدیل شده اند ،پر کند  به عبارت دیگر خروج از این فضاها و حریم ها  که بنا به ضرورت سازماندهی درونی یک سازمان به وجود آمده اند  را نه تنها لازم بلكه واجب بداند و افراد و واحدها را به طور طنیعی کنار هم قرار دهد.   
معیار پنجم این که هر فلسفه مدیریتی که بتواند جو سازمانی را به یک جو «یادگیری» تبدیل کند ارجح است. در اینجا نیز باید یک بستر طبیعی برای یادگیری وجود داشته باشد  بايد فلسفه مدیریتی یک میل طبیعی ،انگیزه درونی و شوق سازمانی برای یادگیری ایجاد نماید .
√  معیار ششم برای انتخاب فلسفه مدیریتی مناسب این است که  بتواند بدون «اعمال زور» قدرت تصمیم گيري  اقدام و تاثیر گذاری را از رأس سازمان به قاعده آن منتقل نماید به عبارت دیگر باز هم به طور طبیعی ، «رهبری» را در سازمان توزیع نماید. در این صورت هر کس خود را در هدایت و جهت گیری سازمان و بقا و سود و زیان آن سهیم می داند.
√  معیار هفتم فلسفه ای ارجح است که برای ارتقای عملكرد سازمان یک دیدگاه «استراتژيك»داشته باشد  وجود رسوبات ضخیم سنتها،باورها،طرز فکر ها و ارزشها در سازمانها از یک طرف و پیچیدگیها و سیال بودن محیط بیرون سازمان ها از طرف ديگر  ما را محتاج یک فلسفه مدیریتی می کند که برای قرار دادن سازمان در یک موقعیت برتر  يک دیدگاه استراتژِیک و بلند مدت را ترغیب و تشویق می کند
 √ معیار هشتم بالاخره فلسفه ای ارجح خواهد بود که اتکا به اعداد و ارقام و سنجش را ترغیب می کند  با این ديدگاه  علاوه بر این که حرکت سازمان باید جهت دار باشد  بايد سازمان برای نشان دادن هر نوع تغییر ،اثبات هر نوع ارتقای عملكرد و برداشتن هر گام در راستای پاسخگویی به نیازها و انتظارات مشتری ها سنجش انجام دهد  به عبارت دیگر سنجش باید«تاروپود»تلاشهای ارتقا را تشكيل دهد.

* مدیریت جامع کیفیت فلسفه برتر

به اعتقاد ما مدیریت جامع کیفیت همه ویژگیهای بالا را شامل می شود  مديريت جامع کیفیت با داشتن ارکان فلسفی و اصول ساده و قابل درک و فراهم نمودن یک بستر طبیعی برای تلاشها شاید تنها گزینه در پیش روی مدیران باشد  سه رکن مهم فلسفه مدیریت جامع کیفیت یعنی مشتری محوري  فرايند گرایی و ارتقای مستمر هم در رأس یک سازمان و هم در قاعده آن قابل درک و اجرااست.مدیران ارشد سازمان از تحلیل فلسفه وجودی سازمان  دورنما و رسالت آن فرايند هاي کلیدی را تعیین می کنند و در راستای تحقق رسالت سازمان و پاسخگویی به نیازها و انتظارات مشتری ها  همه افراد سازمانی ،یعنی«صاحبان فرايند ها»را برای ارتقای عملكرد فرايند ها آماده و بسیج می نمايد  کارکنان نیز از قاعده سازمان با ارتقای عملكرد فرايند هاي کلیدی با مدیران ارشد سازمان همگام و همراه می شوند  برآيند دو حرکت از«بالا به پایین»و از« پایین به بالا »موجب دگرگونی و تحول اساسی و جهت دار در سازمان خواهد بود  تداوم این دو حرکت و حمایت آن دو از هم به نهادینه شدن مدیریت جامع کیفیت خواهد انجامید.
انتخاب و اجرای چنین فلسفه ای است که به روشها و ابزار ارتقا  از جمله روش ها و ابزار آماري  معني می بخشد.کسانی که تلاش کرده اند بدون معرفی یک فلسفه مدیریتی از روشها و ابزار برای «حل مشكل»یا«ارتقای کیفیت»استفاده نمايند  هرگز نتوانسته اند موجب تغییرات دائمی شوند  سازمانها شاهد دهها سال تجربه در زمینه کار برد روشها و ابزارهای مختلف بوده اند که بر سرنوشت آنها تأثیرات استراتژيك نداشته اند. سازمانها قبل از هر چیزی محتاج یک فلسفه مدیریتی مناسب می باشد.

*تعریف مدیریت جامع کیفیت

مدیریت جامع کیفیت فرایندی است متمرکز بر روی مشتریها، کیفیت محور، مبتنی بر حقایق، متکی بر تیمها که برای دستیابی به اهداف استراتژيك سازمان از طریق ارتقای مستمر فرايند ها، توسط مدیریت ارشد سازمان رهبری می شود.

* ارکان فلسفی مدیریت جامع کیفیت

  • فرایند گرایی: سازمان را فرایندی می بینیم که در آن درون داد، روند و برون دادی وجود دارد که همه افراد بصورت افقی در مراحلی از فرایند، قرار می گیرد. تقسیم بندی عمودی و سلسله مراتبی وجود ندارد. اگر فرایند برون دادی دارد همه در آن سهیم هستند .

  • مشتری محوری: تمامی افرادی که روی فرایند کار می کنند و آنها که نتیجه فرایند را کسب می کنند در واقع همکار و شريک هستند و باید کار کنند. اگر چنین نگرشی در سازمان حاکم گردد، برای مشتریهای سازمان جایگاه ویژه ای ایجاد می شود. مشتری صاحب حق و احترام می گردد در این گونه سازمانها سلامت جریان کار و سلامت فرايندها و وابسته به مشتری و اظهار نظر اوست.

  • ارتقای مستمر و فراگیر فرايندها و سیستمها: با تمرکز بر ارتقای عملکرد فرایندها و سیستمها و توانمند سازي کارکنان ،تلاش می شود فرایندها و سیستمها بطور دائم در جهت پاسخ به نیازها و انتظارات مشتریها بهبود یابند.

* فرضها و اصول مدیریت جامع کیفیت

مدیریت جامع کیفیت بر روی تعدادی فرضها و اصول استوار است که آن را از سایر رویکردهای مدیریتی متمایز می کند. این فرضها و اصول عبارتند از:

*1)فرایندها و سیستمها منشأ بیشتر مشكلات مربوط به کیفیت می باشد.
سازمانها شامل سیستمها و کارکنان می باشند. عملکرد کارکنان تحت تأ ثیر تعامل همه اجزا و عناصر سیستمها است. مواد، تجهیزات، نیروی انسانی، سیاستها، روشهای کاری و بالاتر از همه فرهنگ سازمانی که تبلور ارزشها است، بر نحوه ارائه خدمت تأثیر می گذارد.برآوردی محتاطانه 90 درصد مشکلات را ناشی از سیستمها و 10 درصد را مربوط به کارکنان می دانند(دمینگ 96 درصد مشکلات را مربوط به سیستمها و فقط 4 درصد آنها را ناشی از کارکنان می دانست).کسب دیدگاه سیستمیک به ما کمک می کند تا بتوانیم مشکلات مربوط به سیستم را از مشکلات مربوط به کارکنان افتراق دهیم.

* 2.اگر عملکرد فرایندها و سیستم ها درست باشد، محصول یا خدمت بدون نقض خواهد بود.
ارتقای واقعی عملکرد یک سازمان با درک کامل عملکرد فرایندها و سیستم و اصلاح دائمی آنها، بر مبنای اطلاعات تولید شده توسط خود فرایندها و سیستمها امکان پذیر است. ممکن است سوال شود که صلاحیتهای حرفه ای کارکنان چه نقشی در ارتقای کیفیت دارد.بدیهی است که صلاحیتهای حرفه ای کارکنان حائز اهمیت است ولی ارزیابی عملکرد آنان باید جزئی از عملکرد فرایندها و سیستم ها باشد تا تأثیر مثبت داشته باشد;زیرا بدون توجه به کارآیی فرایندها و سیستمها،نمی توان عملکرد کارکنان را ارزیابی کرد.ریشه مشکلات در سیستم ها است;اگر سیستمها درست عمل کنند عملکرد کارکنان بهبود خواهد یافت.    

* 3.ارتقای کیفیت فرایندی است که پایان ندارد.

ارتقای کیفیت جریانی است که آغاز دارد ولی پایان ندارد.از یک طرف سازمانها باید به نیازها و انتظارات در حال تغییر مشتریها پاسخ بگویند و از طرف دیگر اجرای فرایندها و سیستم ها در تعامل دائمی و پویا هستند;بنابر این همواره می توان فرصتهایی را برای ارتقای فرایندها و سیستمها پیدا کرد. 

*4.مشتری تعیین کننده نهایی کیفیت است.

باید محور همه تلاشها و اقدامات یک سازمان پاسخگویی به نیازها و انتظارات مشتریهای داخلی و خارجی باشد. در اینصورت مشتریهای داخلی (کارکنان و مدیران) علايق و خلاقیتها و استعدادهای خود را در مسیر ارتقای عملكرد فرایندها و سیستمها و یافتن راههای بهتر و موثرتر به کار می گیرند. از طرف دیگر گشوده شدن باب گفتگو با مشتریهای خارجی به ارتقای مستمر کیفیت خدمات منجر می شود. هر کاری بدون در نظر گرفتن نیازها و انتظارات مشتریها (داخلی و خارجی) اگر چه ممکن است از نظر مدیران کاری مفید و بدون نقض باشد ولی در واقع فاقد ارزش می باشد. 

* 5.اجرای مدیریت جامع کیفیت به تعهد کامل سازمانی نیاز دارد.

بدون تعهد مدیران ارشد و همه مدیران اجرایی، اتفاقی نخواهد افتاد یا اگر اتفاق افتاد، دوام پیدا نخواهد کرد. باید مدیران شخصاً مسوولیت مدیریت جامع کیفیت را به عهده بگیرند. اولین چیزی که باید اتفاق افتد این است که رهبران فکری سازمان از مدیریت جامع کیفیت درک درست و یکسانی پیدا کنند، سپس باید محیطی به وجود آورند که تغییر و ارتقا در آن ممکن باشد بدین معنی که هر کس هر روز در اندیشه ارتقا باشد. ارتقای فرایندها و سیستمها با کار روزانه کارکنان ادغام شود، یعنی ارتقا تبدیل به یک ارزش شود و جز عادتها قرار گیرد فقط در چنین شرایطی است که کارکنان به کمال توانایی خود دست می یابند و سازمان چنان توانایی و ظرفیتی پیدا می کند که جلوتر از نیازها و انتظارات مشتریهای خود حرکت کند.

* 6.کارکنان کلید موفقیت اجرای مدیریت جامع کیفیت می باشند.

اگر چه کارکنان سهم بسیار اندکی در مشکلات مربوط به کیفیت دارند،ولی نقش بسزایی در ارتقای کیفیت به عهده دارند. کارکنان سرمایه اصلی سازمان می باشد آنان کارها را انجام می دهند بنابراین مشارکت آنان در تحقق مدیریت کیفیت امری حیاتی است.اگر نزدیکترین افراد به فرایندها در تحلیل عملکرد و تصمیم گیریهای مربوط به ارتقای آنها دخالت داشته باشند،ارتقای مستمر کیفیت عملی خواهد شد.مشارکت کارکنان حاکی از وجود یک جو مناسب فرهنگی می باشد که می تواند همه کارکنان را در راستای پاسخگویی به نیازها و انتظارات مشتریها بسیج نمایند. 

* 7.اجرای موفق مدیریت جامع کیفیت محتاج کار تیمی و همکاری است.

کار تیمی یکی از مشخصات کلیدی مشارکت است و بدون آن کسب تعهد و جلب مشارکت افراد مشکل خواهد بود.کار تیمی علاوه بر ترغیب مشارکت افراد هماهنگی و همکاری واحدهای سازمانی را نیز ممکن می سازد.با استقرار تیمهای ارتقا روی فرایندها سد بین واحدهای تولید یا ارائه خدمت از بین می رود;ارتباط بین آنها تسهیل می شود وکارها سریعتر انجام می گیرد;بتدریج از ارتفاع هرم سلسله مراتبی سازمان کاسته می شود و قدرت تصمیم گیری و اقدام از رأس هرم به قاعده آن منتقل می شود. 

* 8.مدیریت جامع کیفیت متکی بر سنجش عملکرد می باشد.

سنجش و ارتقای کیفیت بهم گره خورده اند و هر یک،یک روی سکه می باشد;بنابراین ارتقای کیفیت بدون سنجش معنی ندارد.باید عملکرد فرایندها بطور مستمر و بر اساس نشانگرهای کلیدی سنجش و ارتقا داده شوند.هر سنجش باید در راستای ارتقای عملکرد و پاسخگویی به نیازها و انتظارات مشتریهای داخلی و خارجی باشد.اگر  چه سنجشهای درونی و بیرونی مکمل هم می باشند، سنجشهای بیرونی به دلیل انتقال بر داشتها و دیدگاههای مشتریها به درون سازمان حائز اهمیت بیشتری است. 

*9.پیشگیری از بروز نقض کلید دستیابی به کیفیت است.

در سازمانهای سنتی بیشترین وقت مدیران و کارکنان صرف حل مشکلاتی می شود که هر روز اینجا و آنجا به وجود می آید و کمترین توجهی به ریشه مشکلات نمی شود.عبارت «مشکلات تمام شدنی نیستند» یک عبارت رایج در میان مدیران سنتی است.در سازمانی که در آن مدیریت جامع کیفیت پیاده شده است حل ریشه ای مشکلات و پیشگیری از آنها در وظایف روزانه کارکنان ادغام می شود. کارکنان با اصلاح و ارتقای فرایندها سرچشمه مشکلات را می خشکانند.ساده کردن روسهای انجام کار استاندارد کردن آنها و کوتاه کردن فرایندها به پیشگیری از بروز مشکلات کمک می کند.

*10.اجرای مدیریت جامع کیفیت محتاج برنامه ریزی است.

برنامه ریزی استراتژیک بر مبنای کیفیت از ضروریات انکار ناپذیر برای پیاده کردن مدیریت جامع کیفیت در سازمانها می باشد.برنامه ریزی بلند مدت حاکی از آن است که مدیریت برای استفاده از منابع کامل مدیریت جامع کیفیت ثبات قدم و عزم راسخ دارد.
اولین قدم برای برنامه ریزی تعیین فلسفه وجودی سازمان (برای چه هستیم؟) دور نما (کجا می خواهیم برسیم؟ ) و رسالت سازمان (چه می کنیم؟)می باشد.وظیفه مهم برنامه ریزی استراتژیک به عهده مدیران ارشد سازمان می باشد.

*عناصر ساختاری مدیریت جامع کیفیت

اهم عناصر ساختاری عبارتند از:

  • تعهد مدیریت ارشد:
    برای رهبری و حمایت از تلاشهای مدیریت جامع کیفیت، فرهنگ سازی و نهادینه کردن آن در سازمان ضروری است.

  • ساختار حمایتی :
    ایجاد یک ساختار مدیریتی جداگانه برای تعیین الويت ها و پایش اجرای مدیریت جامع کیفیت ضروری است. معمولاً شورای کیفیت یا کمیته ارتقای کیفیت به عنوان یک ساختار حمایتی و تسهیل کننده با مشارکت تیم مدیریت ارشد ایجاد می شود.

  • تیمهای ارتقا:
    اگر فلسفه مدیریت جامع کیفیت به درستی درک شود باید در اجرای آن تیمهای فرا بخشي با عضویت صاحبان فرایندها از واحدها و بخشهای مختلف سازمانی تشكيل شوند و سنجش، پایش، کنترل و ارتقای عملکرد فرايند هاي اصلی و کلیدی را به عهده بگیرند.

  • روش و ابزار ارتقا:
    باید برای ارتقای فرایندها یک روش علمی توأم با ابزار ساده و کاربردی وجود داشته باشد و همه مدیران و کارکنان نیز در رابطه با استفاده از روش و ابزار مورد نظر آموزش ببینند.وجود روش و ابزار استاندارد و استفاده از آنها زبان مشترک ایجاد می کند.

  • روشها و ابزار آماری:
    استفاده از روشها و ابزار آماری از جمله کنترل آماری فرایند،برای سنجش،پایش،کنترل و ارتقای عملکرد فرایندها ضروری است به عبارت دیگر ارتقای عملکرد فرایندها باید مبتنی بر حقایق باشد.

  • مهارتهای انسانی:
    چون مدیریت جامع کیفیت یک رویکرد مدیریتی مبتنی بر کارکنان است بنابراین باید مهارتهای لازم برای برقراری ارتباط انگیزش حل تضادها و ... وجود داشته باشد.

  • روشی برای انتقال صدای مشتریها به داخل سازمان:
    برای آن که نیازها و انتظارات مشتریها به ویژگیهای کیفی خدمت تشکیل شود ازguality function deployment استفاده می شود.

  • مهندسی مجدد فرایند:
    گاهی لازم است برای پاسخگویی به نیازها و انتظارات مشتریها فرایندها از نو طراحی شوند;این اقدام را مهندسی مجدد فرایند می نامند.

  • نظام ارتباطی موثر و کارآمد:
    برای اجرای مدیریت جامع کیفیت وجود یک نظام ارتباطی موثر و کارآمد ضروری است.نظام ارتباطی باید حول محور پاسخگویی به نیازها و انتظارات مشتریها (داخلی و خارجی)شکل گیرد. تاروپود همه تلاشهای ارتقای کیفیت و رشته اتصال مغزها و دلهای کارکنان و مدیران نظام ارتباطی است:به همین دلیل در سازمانهایی که مدیریت جامع کیفیت پیاده می شود به کارآمدی نظام ارتباطی اهمیت فوق العاده ای داده می شود.

  • نظام تقدیر و تشویق:
    وجود نظام تقدیر و تشویق موثر و حساس نیز یکی از ساختارهای مورد نیاز برای اجرای مدیریت جامع کیفیت می باشد.اگر چه خود فلسفه فرایندگرا ماهیتاً انگیزش درونی کارکنان را تقویت می کند ولی مدیریت نیز برای نشان دادن علاقه و همایت خود باید مناسب ترین روشها را برای تقدیر و تشویق از تیم های ارتقا انتخاب نماید.هر بار تقدیر یا تشویق مناسب،روح جدیدی در کالبد کارکنان می دهد.

*مراحل اجرایی مدیریت جامع کیفیت

اجرای مدیریت جامع کیفیت باید تدریجی و طی مراحلی  انجام گیرد. از زمان زمان تصمیم به اجرای آن تا ادغام کامل با کار روزمره کارکنان سالها طول می کشد. هیچ راه میان بری برای کوتاه کردن این فاصله زمانی وجود ندارد. برای پیاده کردن مدیریت جامع کیفیت الگوهای اجرایی مختلفی به وجود آمده است اما بهترین الگوی اجرایی وجود ندارد.
برای اجرای مدیریت جامع کیفیت در جمهوری اسلامی ایران یک الگوی شش مرحله ای ارائه می شود اما باید توجه کنیم که مرز بندی کاملاً مشخصی بین این مراحل وجود ندارد و در حین اجرا نیز سازمانهای مختلف ممکن است این مراحل را با سرعتهای متفاوت طی کنند. شروع صحیح اجرای مدیریت جامع کیفیت و صبر و شكيبايي شرط اول موفقیت می باشد.

مراحل اجرایی مدیریت جامع کیفیت

*مرحله آگاهی
در این مرحله توانائی های بالقوه موجود برای اجرا شناسایی می شود و درباره اجرای مدیریت جامع کیفیت تصمیم گیری به عمل می آید. در پایان این مرحله باید مدیریت ارشد درک روشن و کاملی از مدیریت جامع کیفیت و روشهای جامع کیفیت و روشهای دستیابی به آن پیدا کند;بدین منظور شرکت در دوره های آموزشی مطالعه مقالات و کتابهایی درباره مدیریت جامع کیفیت ضروری می باشد. تشکیل یک تیم کاری متشکل از مدیران ارشد برای ارزیابی سازمانی و تهیه پیشنهادی برای تصمیم گیری درباره اجرای مدیریت جامع کیفیت لازم است.
زمانی که مدیران ارشد تعهد خود را به اجرای مدیریت جامع کیفیت نشان دادند باید به سوالات کارکنان درباره ضرورت تغییر پاسخ دهند. باید باب بحث و گفتگو در سازمان باز شود و مدیریت ارشد با ارائه دلایل انتخاب مدیریت جامع کیفیت ارشد با ارائه دلایل انتخاب مدیریت جامع کیفیت و نتایج مورد انتظار از اجرای آن، زمینه پذیرش آن را در کارکنان به وجود آورد.بنابراین مرحله آگاهی مرحله ایجاد آمادگی برای تغیر می باشد. این مرحله معمولاً بیش از یک سال طول می کشد.

*مرحله کسب دانش و مهارتها
در این مرحله پایه های مدیریت جامع کیفیت ریخته می شود;بدین معنی که ابزار و روشهای ارتقای مستمر کیفیت آموزش داده می شود;برای ایجاد جو فرهنگی مناسب جهت پرداختن به ارتقای کیفیت برنامه ریزی می شود;اولین علائم کار تیمی ظاهر می شود و بلاخره سازمان به سنجش و پایش کیفیت اقدام می کند.
کارهایی که در این مرحله باید انجام گیرد عبارتند از:

  • ایجاد صلاحیتهای لازم در مدیریت از طریق آموزش ابزار و فنون ارتقای مستمر کیفیت و دانش ارتقا

  • ایجاد صلاحیتهای لازم در کارکنان از طریق آشنایی با فلسفه و اصول مدیریت جامع کیفیت ویژکیهای فرایندها و اهمیت کار تیمی برای ارتقای آنها

  • ارزیابی فرهنگ سازمانی به منظور تغییر در فرهنگ سازگار با ارتقای مستمر کیفیت;بدین منظور باید برنامه ای تدوین و اجرا گردد که در سایه آن جو اعتماد و ارتباط روشن بین مدیران و کارکنان ایجاد شود.

  • مشخص کردن مشتریها و تعیین نیازها و انتظارات آنان.هر واحد باید فرایندهای کلیدی و مشتریهای آنها را تعیین کند سپس از طریق گفتگوی مستقیم یا کسب پس خوراندهای منظم و نیازها و انتظارات مشتریها تعیین کند.

  • انتخاب یک روش ارتقای کیفیت;روش FOCUS-PDCA پیشنهاد می شود.

  • تشکیل تیمهای ارتقای کیفیت و آموزش آنان

  • ارتقای تعدادی فرایند کلیدی جهت کسب تجربه

*مرحله برنامه ریزی بلند مدت
مدیریت جامع کیفیت یک فلسفه مدیریتی جامع بلند مدت و پویا می باشد.برای استفاده از منافع کامل آن باید برنامه ریزی بلند مدت به عمل آید،در این مرحله کارهای زیر انجام می گیرد:

  • یک ارزیابی درونی کیفیت برای تشخیص نقاط قوت و ضعف

  • تعیین رسالت و دورنمای سازمان

  • تعیین اهداف بلند مدت و استراتژی های دستیابی به آنها

  • تدوین شیوه ارزشیابی برنامه

باید برای تحقق این مرحله از مراحل اجرایی فرهنگ سازمانی با ارزشهای اساسی مدیریت جامع کیفیت سازگار باشد.وجود جو اعتماد ،تفکر قدرت بخشیدن به کارکنان و مشارکت آنان در ارتقای فرایندها،اعتماد به کار تیمی و بهبود عملکرد فرایندها و بطور کلی باور فلسفه مدیریت جامع کیفیت و منافع دراز مدت آن از شرایط اساسی برای برنامه ریزی استراتژیک تلقی می شوند;بنابراین مرحله دوم یعنی مرحله کسب دانش و مهارت تا زمانی ادامه می یابد که جمیع شرایط برای ورود به این مرحله فراهم گردد. 

*مرحله برنامه ریزی تفصیلی
در این مرحله همه بخشها و واحدهای سازمانی بر اساس برنامه بلند مدت،برنامه های یک ساله تدوین می کنند.در این مرحله بخشها و واحدها باید کارهای زیر را انجام دهند.

  • فرایندهای اساسی خود را تعیین کنند.

  • مشتریهای فرایندها را مشخص کنند.

  • نیازها و انتظارات مشتریها را تعیین کنند.

  • فرایندهایی را برای ارتقا انتخاب کنند.

  • اهداف اختصاصی ارتقا را تنظیم کنند.

  • تیمهای ارتقای فرایندها را تشکیل دهند.

  • نشانگرهای ارتقای کیفیت را تعیین کنند.

 *مرحله اجرا
در این مرحله بخشها و واحدها برنامه های سالانه خود را اجرا می کنند.در این مرحله باید کارهای زیر انجام شود:

  • تیمهای ارتقا فرایندهای خود را ارتقا دهند.

  • یک سیستم ارتباطی منظم و قوی برای انتقال تجربیات ایجاد شود.

  • یادگیری در عمل ترغیب شود.

  • موانع و مشکلات ارتقای فرایندها از میان برداشته شود.

  • یک سیستم تقدیر و تشویق کار آمد به وجود آید.

  • پیشرفتها پایش شوند.

  • دستاوردها حفظ شوند.

 *مرحله ارزشیابی
باید سالانه از برنامه های ارتقای کیفیت ارزشیابی به عمل آید تاعلل موفقیتها و احیاناً شکستها مشخص گردد.اگر چه مدیران و کارکنان اغلب از نتایج مثبت اجرای برنامه ها بیشتر خوشحال می شوند ولی تجربیات مثبت و منفی هر دو آموزنده می باشند.هر تجربه منفی شاید فرصت بیشتری را برای کسب تجربه و یادگیری فراهم کند.

مدیریت دانش

در زبان فارسی تا به حال اصطلاح «مدیریت دانش» برای Knowledge Management متداول بوده است. در زبان انگلیسی میان Science و Knowledge تفاوت وجود دارد. Knowledge به تمامی آگاهی‌ ها و مهارتهایی گفته می شود که از آزمایش و آموزش به دست آمده است. در حالیکه Science به کوشش عملی و هوشمندانه ای گفته می شود که از راه مشاهده و آزمایش به مطالعه ی منظم رفتار و ساختار جهان طبیعی و دیدنی می پردازد.(فرهنگ لغت آکسفورد) بنابراین واژه ی دانش را به جای Knowledge و واژه ی دانشگری را به جای Science می توان پیشنهاد کرد.

در این متن، به جای استفاده از واژه دانش در مقابل Knowledge، گاهی از واژه دانایی استفاده شده‌است.البته واژه دانایی معانی خاص خودش را در حوزه‌های گوناگون دیگر همچون فلسفه، روانشناسی و جامعه‌شناسی نیز داراست. ازآنجا که تحقیقات کاربردی در حوزه مدیریت دانایی نسبتاً جدید است، در این خصوص تعریف خاص و دقیقی که مورد قبول محققین قرار گیرد وجود ندارد. آنچه مسلم است آن که می‌توان با آشنایی با تعاریف گوناگون، ابعاد و مصادیق این امر را بیشتر شناخت و آن را بهتر به کار گرفت.

مدیریت دانش و خدمت مرجع [ویرایش]

یکی از شاخه‌های فرعی اقتصاد دانش است؛ مدیریت دانش، کاملاً یک مفهوم و روش جدید مدیریت را معرفی می کند. این مفهوم بر تبدیل موهبتهای عقلانی کارکنان و سازماندهی نیروهای سودمند درونی اعضاء کارکنان – نیروی رقابت و ارزش جدید- عمل می کند. مدیریت دانش بر پیوند اطلاعات با اطلاعات، اطلاعات با فعالیت‌ها و اطلاعات با فرد- برای تحقق اشتراک دانش ( از قبیل دانش ضمنی و دانش صریح) توجه دارد. و با مدیریت اطلاعات کاملا متفاوت است. کارکردهای سنتی کتابخانه؛ گردآوری، پردازش، اشاعه، ذخیره سازی، بهره برداری از اطلاعات مدرک به منظور فراهم آوردن خدمت برای جامعه است. در دوره اقتصاد دانش، کتابخانه به عنوان گنجینه دانش بشری، سهیم شدن در پیشرفت دانش و حلقه ارتباطی مهم در زنجیره پیشرفت دانش خواهد بود. در قرن بیست و یکم کتابخانه‌ها بطور اجتناب ناپذیری با موضوع جدید مدیریت دانش مواجه خواهند بود. مدیریت دانش در کتابخانه‌ها می باید بر پژوهش و توسعه دانش، ایجاد پایگاه دانش، مبادله و اشتراک دانش بین کارکنان کتابخانه ( از جمله کاربرانش)، آموزش کارکنان کتابخانه، تسریع پردازش صریح از دانش غیر صریح و تحقق اشتراک آن تمرکز کنند. تعریف مدیریت دانش: مدیریت دانش رویکرد نظام مند یافتن، درک کردن و استفاده از دانش برای دستیابی به اهداف سازمانی است و از طریق کاهش زمان و هزینهٔ آزمایش و خطا یا تکرار، ایجاد ارزش می‌کند.

تعاریف گوناگون [ویرایش]

برای تعریف دانایی باید چندین واژه تعریف شود. ابتدا از داده‌ها صحبت می‌کنیم. داده‌ها منبع حیاتی به شمار می‌روند که با بهره‌برداری صحیح از آنها می‌توان داده‌ها را به اطلاعات بامعنی تبدیل نمود. بدین ترتیب اطلاعات می‌توانند به دانایی و در نتیجه حکمت تبدیل شوند. در واقع اطلاعات، دانایی و حکمت، بیش از مجموعه‌های فوق هستند و به نوعی کل آنها از هم افزایی اجزا تشکیل می‌شوند، نه جمع جبری اجزا.

داده‌ها نقاط بی معنی در فضا و زمان هستند که هیچگونه اشاره‌ای به فضا و زمان ندارند. داده‌ها شبیه رویداد حرف یا کلمه‌ای خارج از زمینه (بدون رابطه) می‌باشند. دانایی مجموعه‌ای از شناخت‌ها و مهارت‌های لازم برای حل مسئله‌است، لذا اگر اطلاعاتی که در دست است بتواند مشکلی را حل کند می‌توان گفت دانایی وجود دارد. ضمن اینکه دانایی باید امکان تبدیل به دستورالعمل اجرائی و عملی شدن را داشته باشد. «نوناكا» بر اين اعتقاد است كه دانش ضمني كاملا شخصي بوده، رسمي كردن آن بسيار مشكل است، از اين رو انتقال آن به ديگران به آساني موثر نيست.(مهدی زاده ملاباشی، تورج ، "سنجش جایگاه دانش سازمانی در زنجیره ارزش سازمانهای استراتژی محور"، 1388)

مفهوم مدیریت دانش [ویرایش]

مدیریت دانش طیف وسیعی از فعالیتها است که برای مدیریت، مبادله، خلق یا ارتقای سرمایه‌های فکری در سطح کلان به کار می‌رود. مدیریت دانش طراحی هوشمندانه فرایندها، ابزار، ساختار و غیره با قصد افزایش، نوسازی، اشتراک یا بهبود استفاده از دانش است که در هر کدام از سه عنصر سرمایه فکری یعنی ساختاری، انسانی و اجتماعی نمایان می‌شود. مدیریت دانش فرایندی است که به سازمانها کمک می‌کند تا اطلاعات و مهارتهای مهم را که بعنوان حافظه سازمانی محسوب می‌شود و به طور معمول به صورت سازماندهی نشده وجود دارند، شناسایی، انتخاب، سازماندهی و منتشر نمایند. این امر مدیریت سازمانها را برای حل مسائل یادگیری، برنامه ریزی راهبردی و تصمیم گیریهای پویا به صورت کارا و موثر قادر می‌سازد. علل پیدایش مدیریت دانش:

۱- دگرگونی مدل کسب و کار صنعتی که سرمایه‌های یک سازمان اساسا سرمایه‌های قابل لمس و مالی بودند(امکانات تولید، ماشین، زمین و غیره) به سمت سازمانهایی که دارایی اصلی آنها غیرقابل لمس بوده و با دانش، خبرگی، توانایی و مدیریت برای خلاق سازی کارکنان آنها گره خورده‌است.

۲- افزایش فوق العاده حجم اطلاعات، ذخیره الکترونیکی آن و افزایش دسترسی به اطلاعات به طور کلی ارزش دانش را افزوده است؛ زیرا فقط از طریق دانش است که این اطلاعات ارزش پیدا می‌کند، دانش همچنین ارزش بالایی پیدا می‌کند. زیرا به اقدام نزدیک تر است. اطلاعات به خودی خود تصمیم ایجاد نمی‌کند، بلکه تبدیل اطلاعات به دانش مبتنی بر انسان‌ها است که به تصمیم و بنابراین به اقدام می‌انجامد.

۳- تغییر هرم سنی جمعیت و ویژگیهای جمعیت شناختی که فقط در منابع کمی به آن اشاره شده‌است. بسیاری از سازمانها دریافته‌اند که حجم زیادی از دانش مهم آنها در آستانه بازنشستگی است. این آگاهی فزاینده وجود دارد که اگر اندازه گیری و اقدام مناسب انجام نشود، قسمت عمده این دانش و خبرگی حیاتی به سادگی از سازمان خارج می‌شود.

۴- تخصصی تر شدن فعالیتها نیز ممکن است خطر از دست رفتن دانش سازمانی و خبرگی به واسطه انتقال یا اخراج کارکنان را بهمراه داشته باشد.

در بدو امر به مدیریت دانش فقط از بعد فن آوری نگاه می‌شد و آن را یک فناوری می‌پنداشتند. اما به تدریج سازمانها دریافتند که برای استفاده واقعی از مهارت کارکنان، چیزی ماورای مدیریت اطلاعات موردنیاز است. انسانها در مقابل بعد فناوری و الکترونیکی، در مرکز توسعه، اجرا و موفقیت مدیریت دانش قرار می‌گیرند و همین عامل انسانی وجه تمایز مدیریت دانش از مفاهیم مشابهی چون مدیریت اطلاعات است.

راهبردهای مدیریت دانش [ویرایش]

مدیریت کلان جهت کارآمدی زیرسیستم‌های خود می‌بایست ماهیت، اصول و ابعاد مدیریت دانش را بشناسد. راهبردهایی که ماهیت و توانایی متفاوت مدیران را منعکس می‌نماید عبارتنداز

۱- راهبرد دانش بعنوان راهبرد کسب وکار که روشی جامع و با وسعت سازمانی برای مدیریت دانش است، که بیشتر بعنوان یک محصول در نظر گرفته می‌شود.

۲- راهبرد مدیریت سرمایه‌های فکری که بر بکارگیری و ارتقای سرمایه‌هایی که از قبل در سازمان وجود دارند، تاکید دارد.

۳- راهبرد مسئولیت برای سرمایه دانش فردی که از کارکنان حمایت و آنها را ترغیب می‌کند تا مهارت‌ها و دانش خود را توسعه دهند و دانش خود را با یکدیگر درمیان گذارند.

۴- راهبرد خلق دانش که بر نوآوری و آفرینش دانش جدید از طریق واحدهای تحقیق و توسعه تاکید می‌کند.

۵- راهبرد انتقال دانش که بعنوان بهنرین فعالیت در بهبود کیفیت امور و کارایی سازمان مورد توجه قرار گرفته‌است.

۶- راهبرد دانش مشتری- محور که با هدف درک ارباب رجوع و نیازهای آنها بکار گرفته می‌شود تا خواسته آنها به دقت فراهم شود.

تعریف مدیریت دانایی [ویرایش]

تحقیق در ادبیات مدیریت، نشان می‌دهد که هیچ تعریف مورد توافقی از مدیریت دانایی وجود ندارد. تعاریف عمدتاً بر قابلیت‌های سازمانی در خصوص تولید ثروت از دارایی‌های دانایی‌مدار متمرکز هستند. و نقش مدیریت دانایی، اکتساب، جمع‌آوری و استفاده از دانایی فنی سازمانی و درس‌های آموخته شده‌است.

کمی بیش از ده سال از عمر ابداع مفهوم کلی مدیریت دانایی می‌گذرد و در این مدت، تعاریف گوناگونی در این خصوص ارائه گردیده که هر یک ابعادی از این موضوع را نمایش می‌دهند. در ذیل به بیان مهم‌ترین این تعاریف می‌پردازیم:

  1. مدیریت دانایی فرآیند سیستماتیک منسجمی است که ترکیب مناسبی از فناوری های اطلاعاتی و تعامل انسانی را به کار می گیرد تا سرمایه های اطلاعاتی سازمان راشناسایی، مدیریت وتسهیم کند.این دارایی ها شامل پایگاه های اطلاعاتی، اسناد، سیاست ها، و رویه ها می شود. علاوه براین هم شامل دانش آشکار وهم دانش ضمنی کارکنان را دربر میگیردو از روش های متنوع و گسترده برای تصرف، ذخیره سازی و تسهیم دانش در داخل یک سازمان استفاده می کند.1
  2. مدیریت دانایی، کسب دانایی درست برای افراد مناسب در زمان صحیح و مکان مناسب است، به‌گونه‌ای که آنان بتوانند برای دستیابی به اهداف سازمان، بهترین استفاده را از دانایی ببرند.
  3. مدیریت دانایی، بنایی سنجیده، صریح و اصولی برای تجدید و استفاده از دانایی در جهت افزایش تأثیر و بازگشت دانایی مربوط به سرمایه دانایی است.
  4. تعریف مدیریت دانایی، اغلب به حوزه‌های تخصصی نویسندگان مقالات وابسته‌است. مدیریت دانایی را به صورت فرآیند مستمر اطمینان از توسعه تجربی سازمان‌ها در جهت بهبود قابلیت حل مشکلات سازمانی، و حمایت از مزیت رقابتی تعریف می‌کنند. مدیریت دانایی را به عنوان قابلیت خلق ارزش افزوده از طریق دارایی‌های ناملموس سازمانی تعریف می‌کنند.Waltz عقیده دارد که مدیریت دانایی، به محدوده‌های سازمانی، فرآیندها و فناوری‌های اطلاعاتی مختلفی مربوط است که برای دستیابی، خلق و نشر دانایی جهت تحقق مأموریت سازمانی، اهداف کسب و کار و استراتژی‌ها به کار گرفته می‌شوند
  5. فرایند خلق، انتشار وبکارگیری دانش بمنظور دستیابی به اهداف سازمانی.
  6. فلسفه‌ای که شامل مجموعه‌ای از اصول، فرایندها، ساختارهای سازمانی وفن آوریهای بکار گرفته شده که #افراد را بمنظور اشتراک و بکارگیری دانششان جهت مواجهه با اهداف آنها یاری می‌رساند
  7. مدیریت دانایی مجموعه فرایندهایی است که خلق، نشر و کاربری دانایی راکنترل می‌کنند.
  8. مدیریت دانایی، رسمی سازی و دسترسی به تجربه، دانایی و دیدگاههای استادانه را که قابلیتهای جدید، قدرت کارایی بالاتر، تشویق نوآوری و افزایش ارزش مشتری را در پی داشته باشند، هدف قرار می‌دهد.
  9. مدیریت دانایی، دانستن ارزش دانایی، فهم اطلاعات سازمان، استفاده از سیستم‌های تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات به منظور حفظ، استفاده و کاربرد دوباره دانایی می‌باشد.
  10. مدیریت دانایی شامل فرایند ترکِب بهینه دانش و اطلاعات در سازمان و ایجاد محیطی مناسب بمنظور تولید، اشتراک و بکارگیری دانش وتربیت نیروهای انسانی خلاق و نوآور است.
  11. مدیریت دانایی، مدیریت اطلاعات و داده به همراه مهار تجربیات ضمنی و نهایی افراد جهت تسهیم، استفاده و توسعه توسط سازمان است که به بهره‌وری بیشتر سازمان منجر می‌گردد.
  12. مدیریت دانایی به مثابه چتری است که مباحث متعدد مربوط به ارزش دانایی به عنوان یک عامل تولیدی را در بر می‌گیرد.
  13. مدیریت دانایی، فرایند کشف، کسب، توسعه و ایجاد، نگهداری، ارزیابی و بکارگیری دانایی مناسب در زمان مناسب توسط فرد مناسب در سازمان است که از طریق ایجاد پیوند میان منابع انسانی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و ایجاد ساختاری مناسب برای دستیابی به اهداف سازمانی صورت پذیرد.

دانایی صریح و ضمنی [ویرایش]

تحقیقات بسیاری نشان می‌دهد که تنها ۲۰٪ دانایی آشکار و واضح (Explicit) و ۸۰٪ مابقی تلویحی و نهفته (Tacit or implicit) است. مفاهیم مربوط به این دو نوع دانایی و صفات و ویژگی های آ نها را در تعاریف زیر بهتر می‌توان دریافت:

دانایی صریح [ویرایش]

مقالهٔ اصلی: دانش صریح

دانایی است که وضوح کافی برای درک آن وجود دارد. دانای صریح، دانایی است که قابل کد شدن است. منظور از کد، هر گونه کد، اعم از کد نوشتاری، گفتاری، رفتاری و... است. مصادیق این نوع از دانایی، کتاب، مقاله، سخنرانی، روشهای مدون سازمانی و سایر مستندات مشابه، می‌باشد

.....

دانایی تلویحی [ویرایش]

مقالهٔ اصلی: دانش ضمنی

چنین دانایی به سه دلیل از شفافیت و وضوح کافی برخوردار نیست:

  1. توانایی تشریح و تعریف دانایی وجود دارد ولی هنوز به عنوان یک دانایی عرضه و معرفی نشده‌است.
  2. توانایی تشریح و تعریف وجود دارد، اما اراده و قصد آن وجود ندارد.
  3. توانایی تشریح دانایی وجود ندارد.

معمولاً باید این نوع دانایی را در درون اذهان انسان‌ها، رویه‌های سازمان، و نیز در اندوخته‌های فرهنگی جوامع گوناگون مستتر یافت. هرچند که مدیریت دانایی ضمنی، به مراتب مشکل‌تر از دانایی آشکار است، اما ارزش آن در کسب مزیت رقابتی در سازمان، بیشتر می‌باشد.

مهندس دانش کیست؟

مهندس دانش (Knowledge Engineer) فردی است که در فرآیند مهندسی دانش (Knowledge Engineering) تبحر دارد؛ وی می تواند سه فعالیت استخراج، تحلیل و مدلسازی دانش را انجام دهد. این سه فعالیت منجر به تولید یک پایگاه دانش ساخت یافته مبتنی بر مدل های دانش با قابلیت استفاده مجدد می شود که می تواند به عنوان محتوای ورودی در یک سیستم مبتنی بر دانش استفاده شود. در نگاه های غیرحرفه ای تر مهندس دانش به عنوان نقشی برای اجرای برخی فرآیندهای ساده مدیریت دانش تنزل پیدا می کند

پاورپوینت “ جملات مدیریتی ”

  موضوع :

فایل پاورپوینت “ جملات مدیریتی ”

جهت دانلود بر روی لینک های زیر کلیک کنید :

لینک دانلود کلیک کنید

توانمند سازی نیروی انسانی

توانمند سازی نیروی انسانی اهرم ارزش افزا در کیفیت محصولات

موضوع : پاورپوینت مديريت,

جهت دانلود پاورپوینت توانمند سازی نیروی انسانی اهرم ارزش افزا در کیفیت محصولات بر روی لینک های زیر کلیک کنید :

لینک دانلود کلیک کنید

پاورپوینت “ مدیریت منابع انسانی با اصول مدیریت اسلامی ”

اموضوع : پاورپوینت مديريت,

فایل پاورپوینت “ مدیریت منابع انسانی با اصول مدیریت اسلامی ”

جهت دانلود بر روی لینک های زیر کلیک کنید :

لینک دانلود کلیک کنید

استرات}یهای مطلوب

پاورپوینت “ استراتژیهای مطلوب ( desired strategies) ”

فایل پاورپوینت “ استراتژیهای مطلوب ( desired strategies) ”

جهت دانلود بر روی لینک های زیر کلیک کنید :

لینک دانلود کلیک کنید

مقاله علمی

عنوان مقاله: مروری بر فن کیفیت خدمات
مولف/مترجم: دکتر ایرج سلطانی، بابک صارمی
موضوع: مدیریت کیفیت
سال انتشار(میلادی): 2007
وضعیت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبیر-سال هجدهم-شماره 184
تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات مدیریت  www.SYSTEM.parsiblog.com
چکیده: امروزه ارائه خدمات در کشورهای توسعه یافته، بخش مهمی از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهد، پس ارتقای کیفیت و افزایش عملکرد، از اهداف مهم این بخش است. یکی از فنون نسبتا جدید که نقش موثری را در ارتقای کیفیت خدمات ایفا می نماید، فن کیفیت خدمات (SERVQUAL) است. در این فن، ابتدا شکافهای کیفیتی سازمان تعیین می شود، سپس با سنجش و بررسی آنها، تلاش در جهت کاهش این شکافها صورت می‌پذیرد. در مقاله حاضر، روش مقدماتی فن کیفیت خدمات، بهبودیافته و فن جدیدی تحت عنوان فن کیفیت خدمات اصلاح شده مورد تحقیق قرار گرفته است. در روش جدید فن، تعداد بندهای 22 گانه در روش مقدماتی، به 41 بند افزایش یافته است و عناوین ابعاد مذکور، کلی‌تر شده است تا بلکه بتواند بندهای بیشتری را دربربگیرد. تا زمان انجام این تحقیق، فن کیفیت خدمات اصلاح شده تنها درحد تئوری مطرح شده است و در پژوهش حاضر به اجرای عملی آن پرداخته شده است و به طور عملی، معایب و نیز برتریهای فن اصلاح شده نسبت به نوع مقدماتی آن استخراج شده و موردبحث قرار گرفته است.

متن کامل مقاله

مقالات علمی

منابع کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی

رشته علوم تربیتی (مديريت آموزشي)

دروس اصلی  :  اصول برنامه ریزی آموزشی-    اصول مدیریت آموزشی   - کاربرد آمار استنباطی در مدیریت آموزشی   -     روشهای تحقیق در مدیریت آموزشی

 

دروس اختصاصی   :    اصول ومديريت اسلامي  -   فلسفه مديريت آموزشي-     تئوريهاي سازماني مديريت-      نظارت وراهنمائي آموزشي-   مديريت نيروي انساني-    رفتار وروابط انساني در سازمانهاي آموزشي-    بودجه بندي ومديريت مالي-    تجزيه وتحليل سيستم ها و كاربرد آن در مديريت-     مكاتب فلسفي وآراءتربيتي   

 

 دروس: 

    -1 مديريت آموزشي  (ضريب 3  )

 

منبع :                   مولف  :                       مترجم:

الف) مقدمات مديريت آموزشي      -     علي علاقه بند

ب) مباني نظري و اصول مديريت آموزشي-  علي علاقه بند

ج) مديريت و مديريت آموزشگاهي-   محمدرضا بهرنگي

د) مديريت و رفتار سازماني -   پال هرسي و كنت بلانچارد-  علي علاقه بند

ه) مديريت عمومي-   علي علاقه بند

و) مديريت آموزشي-    علي شيرازي

 

 

2- مقدمات برنامه ريزي آموزشي و درسي( ضريب 2  )

 

الف) برنامه ريزي آموزشي چيست؟ - فيليپ كوميز -  برهان منش

 

ب) فرايند برنامه ريزي آموزشي- گروه مشاوران يونسكو - فريده مشايخ

ج) مقدمات برنامه ريزي آموزشي و درسي - علي تقي پور ظهير

د) اصول برنامه ريزي آموزشي و درسي - يحيي فيوضات

ه ) اصول اساسي برنامه ريزي آموزشي و درسي - رالف.تيلر - علي تقي پور ظهير

و) مباني برنامه ريزي درسي مدارس - الف.لوي - فريده مشايخ

 

3-اصول و فلسفه تعليم و تربيت- تاريخ و فلسفه آموزش و پرورش)ضريب 2 )

 

ب) نگاهي به فلسفه آموزش و پرورش -  عبدالحسين نقيب زاده

ج) اصول و فلسفه آموزش و پرورش -   علي اكبر شعاري نژاد

د) مباني و اصول آموزش و پرورش - غلامحسين شكوهي

ه) آشنايي با فلسفه آموزش و پرورش - ج.اف.نلر - فريدون بازرگان ديلمقاني

و) فلسفه تعليم و تربيت - عيسي ابراهيم زاده

 

4- روشها و فنون تدريس (ضريب 2  )

 الف) الگوهاي جديد تدريس  - جويس بروس و ريل مارشا - محمدرضا بهرنگي

ب) مهارتهاي آموزشي و پرورشي - حسن شعباني

ج) كليات روشها و فنون تدريس -  امان الله صفوي

 

5- نظارت و راهنمايي ( ضريب  2   )

الف) نظارت و راهنمايي آموزشي - مصطفي نيكنامي

ب) نظارت در مديريت - جان وايلز، جوزف باندي – محمدرضا بهرنگي

ج) كاربرد فنون كلينيكي در نظارت - محمدرضا بهرنگي

د) نظارت و راهنمايي تعليماتي - اجسون كيت، موديت رامين - محمدرضا بهرنگي

ه) رهبري و مديريت آموزشي -    كيمبل واينز -   محمدعلي طوسي

 

6- آمار و روش تحقيق  (ضريب 2  )

الف) آمار و روش تحقيق - علي دلاور

ب) آمار توصيفي در علوم رفتاري - حيدر علي هومن

ج) آمار استنباطي - حيدر علي هومن

د) آمار استنباطي - كيامنش

 

7-  زبان تخصصي ( ضريب  2    )

 الف) منابع متفرقه